در هوای عدالت

عدالت = انسانیت آرمانی و آرمانشهرانسانی.

در هوای عدالت

عدالت = انسانیت آرمانی و آرمانشهرانسانی.

در هوای عدالت
وبلاگ شخصی سیدمحمدعلی رضوی دانش پژوه حوزه علمیه قم و دانشجوی مقطع دکتری رشته حقوق جزا و جرم شناسی
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۱۱ مطلب با موضوع «ضرب المثل ها» ثبت شده است

چهارشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۷ ق.ظ

اگر مرغی بخواهد مثل خروس بخواند باید گردنش را زد

در زمان گذشته متاسفانه هرگاه زنی براساس هوش و استعداد ذاتی به جایگاه رفیعی می رسید، اغلب اوقات مورد حسادت مردان زمانه قرار می گرفت و برای تحقیر زن و خانواده اش این شعر را معمولاً می خواندند :
فروغی نماند در آن خاندان 
که بانگ خروس آید از ماکیان 
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۷
mohammad razavi
پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۱۱ ب.ظ

ماستش را کیسه کرد

میگویند فلانی ماستش را کیسه کرده از کجا امده است؟
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۱۱
mohammad razavi
يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۸:۲۴ ب.ظ

هرچه کنی به خود کنی

گویند درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"
زنی مکاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در می‌آورم". 
زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۲۴
mohammad razavi
جمعه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۴۳ ب.ظ

خر من از اول دم نداشت

مردی خری دید 
به گل در نشسته و صاحب خر 
از بیرون کشیدن آن درمانده. 
مساعدت را (برای کمک کردن) دست در دُم خر زده، قُوَت کرد( زور زد). دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که «تاوان بده»!
مرد به قصد فرار به کوچه‌ای دوید، بن بست یافت. خود را به خانه‌ای درافگند. زنی آنجا کنار حوض خانه چیزی می‌شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت (سِقط کرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نیز با صاحب خر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۴۳
mohammad razavi
جمعه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۵۴ ب.ظ

قوز بالای قوز

♦️مردی بود که قوز داشت و خیلی غصه می‌خورد چرا قوز دارد؟ یک شب مهتابی از خواب بیدار شد خیال کرد صبح شده و برای نظافت به حمام رفت. از سر تون حمام که رد شد صدای ساز و آواز به گوشش خورد. اعتنا نکرد و رفت تو. در رختکن سرگرم درآوردن لباس‌هایش بود و توجهی نکرد که حمامی هست یا نه. وارد گرمخانه که شد دید جماعتی بزن و بکوب دارند و مثل اینکه عروسی داشته باشند می‌زنند و می‌رقصند. او هم بنا کرد به آواز خواندن و رقصیدن و خوشحالی کردن. در حالی که می‌رقصید دید پاهای آنها سم دارد. آن وقت بود فهمید که آنها از ما بهتران هستند. اگر چه خیلی ترسید اما خودش را به خدا سپرد و به روی آنها هم نیاورد. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۵۴
mohammad razavi
پنجشنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۷:۲۹ ق.ظ

درهوایت بیقرارم روز و شب

در هوایت بی‌قرارم روز و شب

سر ز پایت برندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم

روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل از عاشقان می‌خواستند

جان و دل را می‌سپارم روز و شب

تا نیابم آن چه در مغز منست

یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد

گاه چنگم گاه تارم روز و شب

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۵ ، ۰۷:۲۹
mohammad razavi
شنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۳۵ ب.ظ

نه سیخ بسوزد نه کباب

نه سیخ بسوره نه کباب

شجاع‌السلطنه، پسر فتحعلی‌شاه، یک وقتی حاکم کرمان بود. اسم کوچکش حسنعلی میرزا بود. او در کرمان تجربه کرده بود و متوجه شده بود که ترکه‌های نازک انار می‌تواند کار سیخ کباب را بکند و کباب بر سیخی که چوبش انار باشد خوشمزه‌تر هم می‌شود.
برای همین پخت کباب با چوب انار را باب کرد که در کرمان به «کباب حسنی» معروف شد و حاکم وقتی میل کباب داشت به نوکرها می‌گفت: «طوری کباب را بگردانید که نه سیخ بسوزه نه کباب.»
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۳۵
mohammad razavi
يكشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ق.ظ

آتش بیار معرکه

آتش بیار معرکه، بر ای کسی به کار می برند که در ماهیت و اصل دعوا  ومشاجره ی میان چند تن شرکت ندارد، اما کارش تشدید این دعوا و مشاجره و گرم نگهداشتن آتش اختلاف در میان آنان است.

دو ساز ضرب و دف از چوب و پوست تشکیل شده است. پوست این دو ساز در بهار و تابستان خشک و منقیض و در پاییز و زمستان که موسم باران و رطوبت است مرطوب وتازه گردد تا صدای آن به علت خشکی و انقباض تغییر نکند.

این وظیقه به عهده ی نم کن بود که ظرف آبی جلوی خود قرار می داد و ضرب و دف را نم می داد و تازه نگاه می داشت.

در پاییز و زمستان همین شخص که حالا آتش بیار نامیده می شد پوست های مرطوب شده را روی منقل آتش می گرفت و با حرارت دادن خشک می کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۵ ، ۰۷:۲۶
mohammad razavi
جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۴ ق.ظ

کینه شتری

کینه شتری کینه پیگیری است که شتر نسبت به ساربان خود به دل می گیرد و تاکنون سابقه نشان داده است که ملاطفت مجدد ساربان نمی تواند آن را تعدیل کند.شتر خشمگین همواره منتظر فرصت ممناسب است که انتقامش را از ساربان بگیرد. عجب در این است که شتر به ساربان مورد نظر هنگامی که در جمع حضور دارد هرگز حمله نمی کند.

وای به روزی که شتر مست  وکینه توز فرصت مناسب را به چنگ آورده و ساربان مومرد نظر را یکه و تنها در بیابان گیر بیاورد. وقتی ساربان در بیابان مورد مورد حمله لوک( شتر نر) خشمگین قرار بگیرد راه نجاتش این است که در حال فرار تک تک لباسهایش را در آورده و پشت سرش بیندازد.

 در اینجاست که شتر گول می خورد و به جای ساربان که در حال فرار است لباسی را که جلوش افتاده به دندان می گیرد و تنه سنگین خود را روی آن می مالد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۱:۵۴
mohammad razavi
دوشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۳، ۱۰:۳۰ ق.ظ

وحدت اسلامی

آب اگر صد پاره گردد، باز با هم آشناست! .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۳ ، ۱۰:۳۰
mohammad razavi