در هوای عدالت

عدالت = انسانیت آرمانی و آرمانشهرانسانی.

در هوای عدالت

عدالت = انسانیت آرمانی و آرمانشهرانسانی.

در هوای عدالت
وبلاگ شخصی سیدمحمدعلی رضوی دانش پژوه حوزه علمیه قم و دانشجوی مقطع دکتری رشته حقوق جزا و جرم شناسی
دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات
چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۲۴ ق.ظ

خریدن معجزه

وقتی سارا دخترک هشت ساله‌ای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می‌کنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی‌توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می‌تواند پسرمان را نجات دهد.سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را در آورد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۲۴
mohammad razavi
پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ق.ظ

ثروتمندترین کشور از نظر منابع زیر زمینی

افغانستان از لحاظ منابع زیرزمینی ثروتمندترین کشور جهان نام گرفت
روزنامه‌ نیویارک تایمز در گزارشی نگاشته است که میزان ذخایر تازه‌ی کشف شده‌ی لیتیوم، آهن، مس، کوبالت و طلا در جنوب افغانستان به اندازه‌ای است که می‌تواند این کشور فقیر را به یکی از کشورهای مهم جهان تبدیل کند.
به اساس گزارش این روزنامه:
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۷:۴۲
mohammad razavi
چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ب.ظ

حاظر جوابی هایی خواندنی

✳خانم بسیار چاقی سوار اتوبوس شد. فضولی از سرنشینان فریاد زد: 
-نمیدانستم این اتوبوس مخصوص فیلهاست!
زن با خونسردی پاسخ داد:
- خیر آقای محترم...... این اتوبوس مانند کشتی نوح است؛ 'فیلها و خرها با هم سوارش میشوند'!!!
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۳:۱۴
mohammad razavi
دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۵۴ ب.ظ

وصیت نامه مرد خسیس!

ﻭﺻﯿﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺲ !
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩ ﺧﺴﯿﺴﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﺎﻝ ﺍﻧﺪﻭﺯﯼ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﭘﻮﻝ ﻭ ﺩﺍﺭﯾﯽ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺳﺨﺖ ﺑﯿﻤﺎﺭﺷﺪ .
"ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﺑﻪ ﺯﻧﺶ ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻣﻮﺍﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺒﺮﻡ ." 
 ﺍﻭ ﺍﺯ ﺯﻧﺶ ﻗﻮﻝ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﭘﻮﻝ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺩﺭ ﺗﺎﺑﻮﺕ ﺩﻓﻦ ﮐﻨﺪ . ﺯﻥ ﻧﯿﺰ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻨﺪ
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۵۴
mohammad razavi
يكشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۰۸ ب.ظ

تنها راه رسیدن

🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘🌺☘
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در رو هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۰۸
mohammad razavi
پنجشنبه, ۱۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۱۱ ب.ظ

ماستش را کیسه کرد

میگویند فلانی ماستش را کیسه کرده از کجا امده است؟
به مختارالسلطنه گفتند که ماست در تهران خیلی گران شده است. فرمان داد تا ارزان کنند. پس از چندی ناشناس به یکی از دکان‌های شهر سر زد و ماست خواست.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۱۱
mohammad razavi
يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۸:۲۴ ب.ظ

هرچه کنی به خود کنی

گویند درویشی بود که در کوچه و محله راه می‌رفت و می‌خواند: "هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی"
زنی مکاره این درویش را دید و خوب گوش داد که ببیند چه می‌گوید وقتی شعرش را شنید گفت: "من پدر این درویش را در می‌آورم". 
زن به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فتیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فتیر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۲۴
mohammad razavi
دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۰۷ ب.ظ

قدرت یا محبت؟

💠 دهقان و واداشتن شکارچی همسایه به جلوگیری از سگ
یک دهقان و یک شکارچی با هم همسایه بودند. شکارچی سگی داشت که همیشه از خانه شکارچی فرار می‌کرد و به مزرعه و آغل دهقان می‌رفت و خسارتهای زیادی به بار می‌آورد. هر مرتبه دهقان به منزل شکارچی می‌رفت و از خسارت‌هایی که سگ او به وی وارد آورده شکایت می‌کرد. هر بار نیز شکارچی با عذرخواهی قول می‌داد که جلوی سگش را بگیرد و نگذارد دیگر به مزرعه وی برود.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۶:۰۷
mohammad razavi
دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۳۲ ب.ظ

سه صد دانشگاه برتر آسیا

رتبه دانشگاه های برتر آسیا در فهرست 2017 موسسه تایمز
«کمپنی تحصیلات عالی تایمز»( The Times Higher Education-THE) معبترترین نهادی است که همه ساله دانشگاه ها و موسسات تحصیلات عالی را در سطح جهانی و منطقه ای ارزیابی و رتبه بندی می کند. این موسسه در تازه ترین ارزیابی سال 2017، فهرست رنکینگ جهانی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۳۲
mohammad razavi
جمعه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۴۳ ب.ظ

خر من از اول دم نداشت

مردی خری دید 
به گل در نشسته و صاحب خر 
از بیرون کشیدن آن درمانده. 
مساعدت را (برای کمک کردن) دست در دُم خر زده، قُوَت کرد( زور زد). دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که «تاوان بده»!
مرد به قصد فرار به کوچه‌ای دوید، بن بست یافت. خود را به خانه‌ای درافگند. زنی آنجا کنار حوض خانه چیزی می‌شست و بار حمل داشت (حامله بود). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت (سِقط کرد). خانه خدا (صاحبِ خانه) نیز با صاحب خر
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۴۳
mohammad razavi